مفضل بن سعد مافروخى اصفهانى ( مترجم : حسين بن محمد آوى )
84
محاسن اصفهان ( فارسى )
از جملهء قصيدهاى در مدح او : از يك طرف نبيرهء نويين اعظم است * وز يك طرف سلالهء مير بزرگوار چه ابا عن جدّ به استقلال و استيلا مدّتهاى مديد اصفهان ، به ارث و اكتساب ، در تحت تصرّف و ملكيّت او جارى و نافذ بود ، و به نسبت با ارباب و اركان آنجا معظّمتر و معتبر مالكى باقى و خالد به اهتمام و معمارى نايب او و ركن ديوان و صدر اصفهان ، صاحب معظّم ، دستور محتشم ، جلال الوزراء ، جمال الدّوله و الدّين ، محمّد بن شجاع الدوله اللّنبانىّ الاصفهانى كه به حقيقت در اين روزگار ، صورت اين چنين عمارت ، و وضع چنان بنا زمام تدبير و استعداد در كف كفايت او نهاده است ؛ چرا كه اين بندهء مترجم ، روز تهندس اين بنياد بديع ، و طرح نهاد اين عمارت رفيع ، در خدمت اين كافى الكفاة ، حاضر بود ، به طالع سعد و وقت مبارك ، دو موضع عمارت ، تقدير كرد : يكى به خاصّه در لنبان كه مسقط رأس ، و منجم او است كه آن را عمارت « جمال الدّين » مىگويند ، و تتمّهء قصيدهء استاد سعيد هروى كه ذكر آن در اوّل كتاب در ذكر « جى » رفت رفت ، مشتمل بر بعضى محاسن آن ، و تخلّص به ذكر آن ناطق است ، بدين معنى ، آنجا كه مىگويد : از پى ذوق و تفرّج گر به لنبان در شوى * مسجدى بينى مروّح بر سر آب روان در جوارش صاحب صاحب قدم را بقعهاى * كز لب تعظيم بوسد آسمانش آستان آستانش را اگر با آسمان نسبت دهى * تا بدانى فرق ظاهر در ميان اين و آن